واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : ليلا ربن شه )
4
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى )
زبانهايى تعلق دارد و او خود آنها را يافثى مىنامد ساكنان دامنهء جنوبى كوههاى هندوكش به همين زبان سخن مىگويند . اين نكته با نوشتهء هرودت دربارهء كاسپيان ساكن نواحى قفقاز و بخش علياى هند مطابقت دارد . دربارهء نظريهء يافثى بايد يادآور شد كه اين نظريه تعداد كثيرى از اقوام را دربرمىگيرد . زيستگاه اقوامى كه زبانشان در حال حاضر جزو زبان يافثى است . اين اقوام در منطقهء كانجوت ، دامنهء جنوبى كوههاى هندوكش در شرق ، و نيز در غرب و بديگر سخن در منطقهء كوههاى پيرنه سكنى دارند كه همان قوم باسك است . پيرامون شمار اقوامى كه به اين زبانها سخن مىگفتند ، به اعتقاد من نظريهء زبانشناسى نيكلاى ياكوولويچ مارّ با نتيجهگيريهاى حاصله از دادههاى باستانشناسى سازگار و منطبق است : استاسوف نيز طبق اطلاعات باستانشناسى بر اين گمان است كه عنصر سومى وجود دارد كه نه سامى و نه هندو اروپايى است . شواهد بسيارى دالّ بر موجوديت اين عنصر سوم مىتوان يافت كه با نخستين ساكنان مرتبط است . در يكى از تحقيقات اخير من كه در نشريهء « اخبار آكادمى تاريخ فرهنگ مادى « 1 » » به چاپ رسيده ، بين من و گروهى از دانشمندان بحث درگرفت ، حال آنكه همه به نتيجهء واحدى دست يافتيم و آن همگونى نژادى ساكنان اروپا و آسياى مقدّم در روزگاران كهن بوده است . در حقيقت اينان كسانى هستند كه در نظريهء مارّ با نام يافثى مشخص شدهاند . در كتاب « تاريخ شرق قديم » تورايف و در اثر جديدتر او « شرق كلاسيك » ، نظريهء شاگردان تورايف « 2 » به صورت متمم ديده شده است . شاگردان تورايف نظريهء مارّ را تشريح نموده و اظهار داشتهاند كه به طور كلى زبان يافثى قديميترين مرحلهء پيشرفت زبان ، و زبان هند و اروپايى و سامى - حامى نهايىترين مرحلهء آن است . من نمىخواهم كلا وارد بحث نظريههاى زبانشناسى ، بالاخص نظريهء مارّ شوم ، ولى اين نظريه به همان صورت قبلى خود براى تصوّرات مورخان از جهت موجوديت ساكنان اصلى - بومى آسياى مقدم و اروپاى قديم كه بتدريج از يك سو به تابعيت اقوام سامى و از سوى ديگر ، به تابعيت اقوام هند و اروپايى درآمدند ، بسيار جالب است . ولى دربارهء دو امپراطورى بابل -
--> - مىتوانست به آثار او در ذيل نيز استناد كند : سخنرانى مورّخه 23 / 10 / 1918 ، قفقاز يافثى ) گزيدهء آثار ، جداول ، صص 113 - 114 ؛ يافثىها ( گزيدهء آثار ، جداول ، ص 130 ) ؛ پيرامون نظريه يافثى ( برگزيدهء آثار ، جلد سوّم ، ص 40 ) ، ب . استاويسكى . ( 1 ) . ر . ك . به : بارتولد ، مسئله شرق ايران ، صص 364 - 365 . ( 2 ) . ر ، ك . به : ب . آ . تورايف ، شرق كلاسيك ، لنينگراد ، 1924 ، صص 82 - 84 .